یادواره شهدای کوی محمدیه

#مراسم #مذهبی

یادواره شهدای کوی محمدیه سی و پنجمین یادواره شهدای کوی محمدیه سخنران: بهزاد زارع - از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس زمان: پنجشنبه نوزدهم آذ...

یادواره شهدای کوی محمدیه
تا
تا
 

یادواره شهدای کوی محمدیه

سی و پنجمین یادواره شهدای کوی محمدیه

سخنران: بهزاد زارع - از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس زمان: پنجشنبه نوزدهم آذر ماه مصادف با بیست وهشتم صفر بعد از نماز مغرب و عشا مکان: مسجد سید الشهدا کوی محمدیه  
مصاحبه شبکه یک سیما (برنامه مصیر) با حاج آقا زارع.

در شروع برنامه به معرفی میهمان برنامه آقای بهزاد زارع از جانبازان دفاع مقدس پرداخت و از وی پرسید: بحث خواستن برای دیده شدن در همه وجود دارد یا خیر؟ و اینکه بعضی افراد که میل به دیده شدن دارند چرا دیده نمی شوند و بعضی دیگر که میل به دیده شدن ندارند چگونه مورد دید دیده ها قرار می گیرند ؟

بهزاد زارع، جانباز جنگ تحمیلی، گفت: جناب آقای گلزاری در این خصوص پاسخ دادند که دیده شدن خاستگاه فطری انسان می باشد و یک تعبیری حضرت امام در زمان جنگ داشتند و فرمودند که : آقای کارتر و آقای ریگان هم دنبال کمال اند اما کمال را اشتباه گرفتند در واقع دیده شدن خاستگاه فطری انسان است اما ما باید مسیر درست را پیدا کنیم. بنده دراین خصوص آیاتی را جمع آوری کردم که اشاره ای می کنم که در آیه ۲۶ سوره ال عمران می فرماید عزت تماما از آن خداست و در جایی دیگر می فرماید عزت و ذلت به دست خداست و هم چنین خداوند در سوره منافقون اشاره می کند که به چه کسانی عزت می دهد و به چه کسانی ذلت میدهد و عزت و ذلت به دست خداوند است. عزت خواهی هم هم چنین خاستگاه فطری انسان است .

وی ادامه داد: اگر در تاریخ نگاهی داشته باشیم می خواستند عده ای پیامبر اسلام را حقیر و کوچک کنند اما نتوانستند. چند نفر اسم فرزندانشان را می گذارند محمد .همان هایی که می خواستند اسم محمد مطرح نشود کجایند الان. همان ها که پیامبر را ابتر دانستند و امروز هم به پیامبر توهین کردند و هم به نسل پیامبر. ما امروز می بینیم چه کسی امروز واقعا نسلش می درخشد این همان عزت و ذلت است که خدا می فرماید و همچنین اونهایی که صد سال است که حضرت علی را لعن کردند اونها الان چه جایگاهی دارند و حضرت امیر چه جایگاهی.. بیاییم تا حضرت یوسف که زلیخا می خواست که در این بی عفتی اش دیده نشود و یوسف که عفت ورزید و زلیخا که ذلت پیدا کرد و یوسف که عزت پیدا کرد و هم چنین امام که وقتی رساله نوشت حاج احمد آقا فرمودند امام یک رساله هم به کسی مجانی نداد به جهت تبلیغ، فرمودند هرکس رساله می خواهد برود و خریداری کند.

در ادامه مجری برنامه بینندگان را به دیدن یک میان برنامه  در باره شهید مهدی باکری و رزمندگان دعوت کرد.در ادامه این جانباز جنگ با تاکید بر اینکه رزمندگان نمی خواستند دیده شوند، گفت: حضرت آقا که آرزو داشتند در زمان طلبگی از مشهد به قم بیایند و وقتی امدند پدر فرمودند که من نابینا شدم و باید برگردی و ایشان برگشتند و خودشان می گویند که هر چه دارند از همین ماجرا و تسلیم امر پدر بودن ایشان است.

 زارع در خصوص رزمندگان که نمی خواستند دیده شوند اما دیده شدند خاطره ای از مهدی باکری تعریف کرد که جهت تعمیر ماشین خود به تعمیرگاه رفته و تعمیرکار که به دلیل خستگی از تعمیر ماشین سر باز زده است. و ایشان لباس های تعمیرکار را شسته تا ایشان ماشین او را تعمیر کند و وقتی ایشان تعمیرگاه را ترک می کند تعمیرکار می فهمد او کسی نبوده است جز فرمانده لشکر و اینگونه رزمندگان دیده می شدند در حالی که میلی به دیده شدن نداشتند.

زارع با اشاره به سخنی از شهید آوینی گفت: در این باره شهید آوینی فرمودند تمام نام ها در گمنامی است و در سفرهای راهیان نور دیده شده که همین استخوان های پوسیده و گمنام چه حکومتی دارند می کنند که یک دانشجوی بودایی در این سفر که نوشته هایش ترجمه شده بود گفته بود که ما معنویت را شنیده بودیم اما حس نکرده بودیم اما در این سفر حس کردم معنویت را و هم چنین شهید فتحعلی رستمی که در خاطره ای به یادم می آید از او قبل از عملیات کربلای ۴ به طور اتفاقی یک عکسی از او گرفته شده بود و این عکس رفته بود در مرکز انتشارات سپاه و انبوه از این عکس بر روی یک پاکت نامه ویزه رزمنده ها چاپ شده بود بچه ها در چادر شوخی کردند با فتحعلی در مورد این عکس ایشان هم لبخندی زد و بعدا شب دیدم ایشان خلوتی کرده بود در گوشه ای و گریه می کرد از این که چرا دیده شده و همین عکس او را اذیت کرد.

مجری برنامه در ادامه پرسید: آیا تشویق و یا تنبیه بر روی رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس در طول این ۸ سال تاثیر نداشته ؟ آیا این که یک فرمانده تشویق می کرد نیرویش را روی او تاثیر نداشت ؟

زارع در این باره با تاکید بر اینکه به نکته ای خوبی اشاره شد، گفت: در علم مدیریت اگر یک مدیر یخواهد یک مجموعه نیروی انسانی را مدیریت کند باید عنصر تشویق و تنبیه وجود داشته باشد. حال در رابطه با رزمندگان ما مطرح است این سوال که ابزار تنبیه و تشویق اینها چه بود ؟ در جواب باید بگوییم که اخلاص اینها بود مثلا اگر کسی را می خواستند تنبیه کنند از انجام کار سخت او را محروم می کردند مثلا فرمانده به او گفته بود حق نداری در عملیات شرکت کنی و به نظر من اخلاص اون فرمانده بود که فرماندهی می کرد. یعنی اون کسی که از فرمانده پیروی می کرد به این نتیجه رسیده بود که اون فرمانده بوی خدا را می دهد لبخندش لبخند خدا اخمش اخم خدا و . …. ما اگر هویت خودمان را به هویت خدا متصل کنیم هویت واقعی پیدا می کنیم.

این جانباز جنگ تحمیلی در ادامه افزود : می خواستم اشاره ای بکنم مثل اون کتاب ابراهیم هادی یک عکسی روی کتاب هست که سر او تراشیده شده و مادرش در این خصوص می گوید او هر وقت می امد مرخصی سرش را می تراشید و یکبار مادر دلیل را از او پرسید و او گفت احساس می کنم دخترهای فامیل اذیت می شوند و ابراهیم هادی به جایی می رسد که آقای دولابی می گوید ابراهیم یک نگاهی هم به ما بیانداز.

زارع در پایان، با تاکید بر اینکه همین الان هم خیلی ها هستند که میل یه دیده شدن ندارند و همین هم باعث این همه عزت ما شده است، گفت: گاهی اوقات در جمع جوانان می گویم که کنکور برای آن روز بود و امروز قطعا صحنه ای دیگر است اما هیچ چیزی قطعا تغییر نکرده است حتی مسئولیت سنگین تر هم شده و به گفته مقام معظم رهبری اگر امروز کسی نمره ای کسب کند این نمره خیلی باارزشتر از اون نمره است و جهاد اکبر است.

 در پایان ، مجری برنامه ضمن تشکر از مهمان برنامه  و بینندگان و با عرض تبریک به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی برنامه این هفته مصیر را به پایان برد.

لینک دانلود  

رمز عبور خود را فراموش کرده ام
ثبت نام